سلام فاطي جان
لازم ديدم از ابراز لطف شما و اون دوست عزيزي که اين وبلاگ رو دوباره ايجاد کردند تشکر کنم
وبلاگ خموش پر گفتار درد دل و روزنوشت من بود خطاب به شما و خودم
اما خوب، خدا نخواست ادامه پيدا کنه
تو هم از مني
تو بنويسي مثل اينه که من بنويسم
اتفاقا تو زيباتر مينويسي
تو در سن و سالي هستي که هنوز مثل فرشته ها پاکي و به ملکوت نزديکتري ؛ و به همين خاطر حرفهات بيشتر به دل ميشينه.
خوشحالم که قراره تو چاه (همين وبلاگ)بنويسي .از لابلاي نوشته هات چه بسا به اشکالات کار خودم پي ببرم
دوست دارم روزنوشته هات صادقانه باشه
نيازي نيست خيلي شفاف باشه و نام شخص يا اشخاص برده بشه
کليات رو هم بگي براي ما روشنه
هر روز به اينجا سر ميزنم تا ببينم در دل دخترم چي ميگذره و چي ذهنشو مشغول کرده

فداي تو مادر يا بقول خودت خموش پرگفتار .
راستي؛ اگر چه خودتو خموش پرگفتار کوچک ناميدي اما تو بزرگتر از مني از هر لحاظ
